رشيد الدين فضل الله همدانى

53

جامع التواريخ ( تاريخ اغوز ) ( فارسى )

يورت اصلى باز رسيدند ، روزى به شكار رفتند . اتّفاقا كمانى زرّين و سه تير زرّين بيافتند . باتّفاق پيش پدر بردند تا ميان ايشان چنان كه راى او اقتضا كند ببخشد . اغوز « 1 » يك كمان را به سه پسر بزرگترين داد و سه تير را به سه پسر كهين ، و قرار داد كه اين سه پسر كه كمان به ايشان داد ، قومى را كه از نسل ايشان باشند لقب بوزوق « 2 » باشد ، جهت آنكه چون خواهند كه كمان را بخش كنند ، البتّه پاره بايد كردن و بخش كردن ، و معنى اين لفظ پاره كردن است ؛ و قومى كه از نسل آن سه پسر ديگر باشند كه تير به ايشان داد ، لقب ايشان اوجوق « 3 » باشد ، [ اوج‌اوق ] يعنى سه تير ، و معنى اوجوق ، اوج‌اوق يعنى سه تير . و فرمود كه من بعد فرزندان هر يك كه پيدا شوند ، بايد هركس كه با هم تچاميشى كنند و گويند كه ما همه از نسل يك كسيم ، راه و منصب خود دانند . و چنان مقرّر [ كرد ] كه آن كسانى را كه كمان داده بود راه بزرگتر باشد و دست راست باشند ؛ و آن كسانى را كه تير داده بود راه ايشان كوچكتر ، و دست چپ باشند ، جهت آنكه كمان چون پادشاه است و تير چون ايلچى . و يورت ايشان بر اين وجه معيّن كرد ، و در آن طوى بر سر جمع بر اين وجه تمام كرد و فرمود كه جاى و تخت من و يورت اگر كون مانده باشد او را باشد . و قراسولك « 4 » چون بسيار سعى و كارهاى نيكو كرده بود ، او را بسيار بنواخت و از او سؤال كرد كه اين تدبيرات نيكو از كجا دانستى . او پنهان نكرد ، و حكايت آنكه ياساق شده بود كه پيران را بگذراند و با خود نبرند ، و او پدر را به چه نوع با خود برداشت و ببرد باز گفت ، و تدبيرها كه پدر او را آموخته بود ، تمامت پيش اغوز عرض كرد . اغوز فرمود تا پدر را بيارد . قراسولك پدر

--> ( 1 ) . Oguz ( 2 ) . Buzuq ( 3 ) . Uguq ( 4 ) . Qar Suluk